تبليغاتX
مخمل
به عقیده من سبزی یه حقیقته و اونو باید باور کرد.

مثل باور کردن رنگ درختان که سبزند ... حتی در سیاهی شب....

من معتقدم و باور دارم که خونه من ، یعنی ما ، در هر شرایطی سبزه و نور امید به هر شکل و صورتی موظفه از اون بیرون بتابه...به نظر من زندگی قانون خودش رو داره...وما ضمن احترام به اون باید روح ظریفش رو درک کنیم...

همین درکه که میتونه به زندگی مفهومی تازه ولی پایدار بده.

درست مثل یه ماده قانونی که هر روز با اون سر و کار داریم ولی متوجه مفهوم اون نیستیم
اینکه روزه یا شبه مهم نیست... مهم اینه که بفهمیم در هر کجا و به هر دلیلی که هست چه روحی به اون ماده حاکمه...

.

.
.

من امشب دنبال یه چیز سبز بودم ... یه چیزی که بتونه ....

من با همه وجودم دنبال رنگ روح ...

خواهش میکنم با من حرف بزن ...که حرف منشا محبت میون زن و مرده ...


برای من هم انگار همین دیشب بود که انتظار شروع خانه سبز رو میکشیدم ... همون موقع ها بود که  تصمیم گرفتم خونه ام سبز باشه ...مگه میشه زنگ اون صدا رو که خونه باید سبز باشه رو تکرار میکرد فراموش کرد...." آقای شبیه نویسنده رمانهای هزار صفحه ای" برام برای همیشه جاودانه شد...

روحش شاد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:1  توسط مخمل بانو  |