تبليغاتX
مخمل
مخمل
کابوس ...
دیشب باز خواب بدی دیدم ...

خواب دیدم بازم جنگه ...ما دنبال جایی واسه مخفی شدن ... تعدادی سرباز خونه به خونه وارد میشن و هر کی که پیدا میکنن شلیک میکنن... سربازها وارد خونه ای میشن که من هستم...اززیر میزی که پنهان شدم اونها رو که در حال رگبار بستن به آدمهای ترسان سر راهشون تو خونه  هستن نگاه میکنم ...اونا پاسدارن...از کشور مهاجم نیستن...ایرانین و ...

به محض اینکه یکیشون منو زیر میز پیدا میکنه و تفنگش رو به طرفم میگیره از خواب میپرم ...

کابوسهای جنگ نسل من هیچوقت تموم نمیشه !!! 

?مخمل بانو | در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 8:12 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com