مخمل
ماهی چند بار...هفته ای چند بار ...شاید هم روزی چند بار ....بلکه هر لحظه ...
همه آنچه که هست و همه اونچه که بود...
کفه منطقم با همه وجود سنگینی میکنه ...ولی تکه های براق توی کفه احساس جذبم میکنن ...
در ژرفای دریای سردرگمی دنیایم دست و پا میزنم ...به امید تکه چوبی شناور که بر آن سوار شوم...
چوبی یافتن و سوار شدن بهتر است یا خود شنا کردن در مسیری که میخواهم؟؟؟
...
راه طولانیست و ترس از گرفتگی و طوفان و نا تمام ماندن راه...