یادتونه داداش قراربود یه مطلب طنز واسه مخمل بنویسن ؟؟؟ نوشتن و من رو کلی خجالت دادن ...با اون نثر خاص و قشنگ گلستانه خودشون !
داداش جان تعریف زیادی فرمودید و یه عالمه از اینا به مخمل بانوی بی هنر نمیچسبه ...ولی چون میخواستم امانت رو حفظ کنم عین مطلبتون رو آوردم .
این شما و این هم مطلب داداش عزیز:
آن غواص لولو معانى, آن عزيز ناز و مامانى, آن افشاگر توطعه هاى جهاني, آن دارنده ي تجربه ى صدپير درجوانى , آن داننده ي رازهاى نهانى , آن مشهور به نازكدلى ,الشيخه(مونث الشيخ) بانو مخملى. از فحول (معمولن لقبيست مردانه) عرفاي عصر خويش بودي. وگويند اولين بانويى بود كه به مقام قطب الاقطابي برسيد ودربلاد وبلاگستان صاحب رباطي بود و خانقاهي . ومريدان بسيار داشتي..وگويند حصولش به اين مقام ميسر نمي گرديد, اگر دعاي پيران نميبود. كه چون در خردسالي بانمك بود و خوش زبان, همه او را دعاكردندي كه (الهي پيرشي دختر) .واين دعامستجاب همي گرديد...
درخبراست كه همعصر شيخ الشيوخ سعيدالمرتضوي(انار الله برهانه) بودي واين هردو دردستگيري خلق اهتمام بليغ فرمودندي كه شيخنا (از)خلق ,دستگيري ميفرمود.. وشيخ سعید, خلق رادستگير.....وميان اين دو, به قاعده ي يك (از) فاصله بودي, كه شاعر ميفرمايد:
ميان ماه من تاماه گردون........تفاوت (از)زمين تا آسمان است
واين شيخ سعيد , همان است كه خانقاهش را (اوين) نام است!!! وشرح مقاماتش درمقالي ديگرگفته آيدانشاالله تعالي
ابوصرصورگويد: روزي درمحضرشيخنا بودم , وازاو در باب (يك سر و دو گوش) وبلاگستان سوال بنمودم !!كه احوال حضرتش درحال متغيرگشت و فرمود:
ياابوصرصور!! خاموش!! كه اين سرالاسراراست...!! كه گر برملاگردد خلقي عظيم, دربلاد وبلاگستان, از هيبتش قالب تهي كنند ... و روا نباشد كه خون مسلمانان بر گردن ما اوفتد ...ودر حال بداهتا اين شعر بفرمود
بشو تو اي ابو صرصور خاموش.......چه گويم زين يكي سر با دوتا گوش
چو نامش آورم در شهر وبلاگ.......يقين خلقي شوند از بيم مدهوش
وچون ساعتي بگذشت, بفرمود : يا ابو صرصور,
آن از فيل بسي درشت تر باشد, و از آب تر تر(يعني از آب خيستر بود)..و چون ساعتي ديگر گذشت, بفرمود:
يا ابوصرصور..!! آن از فيل, (فيل تر)است ...وابوصرصور گويد: در آن روز دانستم كه شيخنا را با عالم غيب ارتباطي عظيم است.... گويند ازكراماتش, يكي خلق غرغرانه است, و ديگر دلتنگانه...ونيز...ابداع, خوش خوشانه...شنگولانه...منگولانه..ونيز عشقولانه منسوب بدوست....واز ديگر كراماتش شعر زير ميباشد:.بشوبشومن ترونخوام....سياهي من ترو نخوام....بلايي من ترو نخوام.....سياه سوخته اي ترونخوام......پدرسوخته اي ترونخوام......كه در شرح و تفسير اين شعر تا كنون صدها رساله وهزاران حواشي به نگارش در آمده است ..!!ولي هنوز سر غايي و راز نهايي مطمور در آن مكشوف نگرديده !!
در خبر است ,كه شعرا وعرفاي هم عصرش به او ارادتي خاص داشتندي.., كه از جمله مي توان از سيما بنت بينا ..كه ملقب به (سيما بينا )بودي نام برد... كه در مورد شيخنا فرموده..... اي بانو بانو بانو.......بنشين به روي زانو ......از اين ناز و كرشمه......دلم شد چشمه چشمه........وااااااااااااااااااااايييييييييييي
والله واعلم......خدايش زندگي سبز عطا فرمايد...////// تمت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن. به مناسبت تولد الهام جون عزیزم ٬ تولدت مبارک . میدونم که سالی داشتی با یه عالمه اتفاقات عجیب و غریب ولی خوشحالم که از کنار همه با سربلندی عبور کردی. برایت سلامت و شادی و بهروزی آرزو دارم دوست جون گلم ![]()
![]()