تبليغاتX
مخمل
مخمل
و سالی گذشت...
بعد از سفر و گشت و گذار نمیدونم از کجا شروع کنم . از لطف بی دریغ دوستان نازنین و ساعات خوش و فراموش نشدنی  که با هم داشتیم بگویم یا از اتفاقات اخیر و مشغولیان ذهنی.

این چند خط را مینویسم که بگویم هستم و برگشته ام. خوبم و سپاس فراوان که به من این چند روزه سر زدید و سپاس برای اینکه همیشه به من سر زده اید !

راستش اینروزها تولد این کلبه مخملیه .به این فکر میکردم که چه بوده و چه شده. با اینکه عظمت دنیای مجازی را میدانستم باز هم تصور آنچه الان یافته ام برایم غیر ممکن بود. امروز  مفتخر از پیدا کردن یک دنیا دوست نازنینم. هیچ چیزی به اندازه این به من نچسبید که در مهمانی وینیپگر های نازنین پیش از آنکه من حقیقی را بشناسند با مخمل بانو آشنا بودند.

سپاس از همه شما عزیزانی که در این یک سال شادیها و غمهایم را همراه بوده اید . میدانم که گاهی چنان دردمند روزگار بوده ام که به جای بخشیدن ساعتی خوش لحظه تان را بر هم زده ام . راستش دلم نمیخواهد اینطور باشد ! ولی نمیدانم چگونه است که اینجا خیلی وقتها حکم سنگ صبورم را پیدا میکند و همانطور که همراه مخملی گفت شاید در یک روز عادی آنقدر که اینجا غرغرانه نوشته ام تلخ به نظر نیایم . اصلا شاید همین نوشتنهاست که تلخیهایم را کمتر میکند.

نازنینان ٬همراهیتان باعث افتخار من است. یک دنیا مهر تقدیم حضور پرمهر همه مهمانهای این کلبه مخملی. چه آنها که افتخار دیدارشان را داشته ام و چه آنها که تنها مخمل این کلبه را میشناسند.  

 

 

?مخمل بانو | در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 10:4 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com