حالا در طی این حسهای شخصی و تطبیق اون با نکته های دریافتی من یه کشف مهم کردم...در بیشتر مواقع اگر کسی برامون مهم نباشه و دوستش نداشته باشیم و به قول قدیمیها خاطرش رو نخواهیم٬ رفتار و عکس العملهاش برامون مهم نیست ! از ته دل ازش دلخوری به دل نمیگیریم و در واقع این علاقه مندیمونه که برامون توقع و در نتیجه حساسیت به وجود میاره ! پس نمیشه انتظار داشت که آدم باید کم توقع باشه ! چون در اینصورت باید دوست داشتن رو کنار بذاره !
یادمه هر وقت با خواهر کوچیکه با دلخوری شکایت پیش مامان مخملی میبردیم میگفت:"واسه اینه که همدیگر رو خیلی دوست دارین !" و من همیشه فکر میکردم :"این مامانا هیچی نمیدونن... ما نه که هم دیگرو دوست نداریم که شاید از هم بدمون هم میاد ... اگه اینجور نبود که اینقدر بحث مون نمیشد..."
این حس دلگیری بارها تو زندگی افراد مختلف تکرار شد. و حالا میدونم که اگر روزی توقعم رو از کسی کم کنم و بی خیال همه رفتارهای خوب و بدش بشم در واقع دارم چشمم رو به روی علاقه ام به اون طرف میبندم !
