تبليغاتX
مخمل
مخمل
انتخابات ایالتی ما
چند روز پیش یا بهتره بگم چند نصفه شب پیش با کلی ذوق اومدم از انتخابات اینجا بگم که بلاگفا کار نمیکرد. خلاصه اون شور و حال اولیه زایل شد ... ولی خوب ...بازم الان مینویسم که حال و هوای این روزها برای شاید سالهای بعد یادم بمونه!

هفته پیش انتخابات ایالتی ولایت ما بود.نمیدونم ...شاید به خاطر حال و هوای محیط کارم ...شاید هم به خاطر اینکه امسال ما هم مجاز به شرکت در رای گیری بودیم برای اولین بار توی این سالها توجهم به حزبها و موضع گیریهاشون جلب شد.

نوع تبلیغات و بحثها یا Open Discussion ها خیلی برام جالب بود. هر کدوم از گروهها با شدت نقطه ضعف گروه دیگر رو بزرگ میکرد و اون رو به چالش میکشید. مثلا دولت قبلی ایالت یا Province ما یک دولت سوسیالیست بود که در اون آب و برق و بیمه دولتی بود. در حالیکه از یکسو استراتژی های چنین دولتی برای افراد کم درآمد به خصوص مهاجران و تازه واردها جذاب بود و هست ولی به همان علت دولتی بودن خیلی از ارگانها مثلا راه سازی در این استان بسیار پایین تر از حد بهینه بود. اپوزیسیون مخالف همین نکته را به شدت بزرگ کرده و هوار میزد که پول مالیات باید برای جاده ها و راهها بهینه صرف شود و جای تاسف است . از جهتی گروه سوسیالیست سیاستهایش برای بیمه و دارو رو پررنگ جلوه میداد که انصافا هم نقطه قوتی است که در آمریکای شمالی هیچ ایالت دیگری چنین امکاناتی را نداشته!

آنچه بیش از هر چیز توجه من را جلب کرد این بود که کاندیدهای هر منطقه خانه به خانه شخصا حضور پیدا میکردند . یکی از کاندیدها هم هر روز صبح که من سر کار میرفتم سر خیابان اصلی کنار ماشینش که پوسترهای خودش به آن چسبیده بوددر سرما  ایستاده بود و برای ما که از خیابابن با ماشین میگذشتیم دست تکان میداد! 

خلاصه که حال و هوا جالبی بود! نهایتا بر خلاف رای و نظر شخص من دولت قبلی بعد از ۱۶ سال جایش را به دولت جدید داد. حال باید دید که چقدر به وعده ها عمل میشود! روزی که دولت کانزواتیو در کانادا انتخاب شد روز خوشحالی ما نبود! اینبار هم این قصه تکرار شد! ما خیلی خوشحال نشدیم ! ولی باید دید که چه پیش می آید!


پ.ن.۱ برای رای دادن حسابی مشتاق بودم ! تنها باری که در ایران این حس را داشتم وقت انتخابات اول خاتمی بود! هرگز دیگر این حس تمرار نشد!

پ.ن.۲ به نیوشا : خانمی باور کن من یک روز تموم با این بلاگ رولینگ مسخره ور رفتم که لینکت را درست کنم . نشد که نشد! نمیدونم چه اشکالی داره!

پ.ن.۳ دوست عزیزی به نام سمیرا: ممنون که خواننده وبلاگ من هستید. امیدوارم پیغامهایتان را عمومی بنویسید. نظرتان برایم محترم است . سعی میکنم از خوبیهای اینجا بیشتر بگویم. آنچه که هست مردم ایران از خارج ا ایران بهشت برینی در ذهن خود ساخته اند غافل از دلتنگیهایش و مشکلاتش! واقعیت این است که اینجا نه به آن شوری ست و نه به این بی نمکی !

پ.ن.۴ دنیای مجازی دوستیهای خوب و بدون توقعی رو شکل میده و در کنارش محبت و دلشوره! امیدوارم همه چیز پایانی خوش پیدا کنه

?مخمل بانو | در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23:30 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com