تبليغاتX
مخمل
مخمل
زمستون رنگی 1
صبح بیدار میشی و بی حوصله به خورشید غر میزنی که آهای تنبل باشی ...بسه خواب...دیگه ختی منم بیدارم ...بیا بیرون ...

یه نگاهی به پنجره تاریک رو برو میکنی و سفیدی برف بازم یاد آوری میکنه که رنگ غالب شده ...هنوز حتی زمستونم نیومده! درختای بی برگ و خواب .زمین سفید و جاده خاکستری و گل آلود.

آقای همراه میره ماشین رو استارت میزنه و باز میپره تو خونه و تو تند تند لباس میپوشی و غذا ها رو تو کوله ها میکنید و معمولا صبحانه نخورده  میرین تو ماشین یخ یخ !!! البته یه کم از یخ یخی در اومده!

تو همین فاصله خورشید کم کمک طلوع میکنه . خوب اینم خودش نعمتیه ...تماشای طلوع ...راستی که چقدر من بی رحمم ...خورشیدم حق داره گاهی دیر بیدار شه نه ؟؟؟؟:-)

قبل از رسیدن به پل دانشگاه یاد رودخانه روان شهر میکنی و از ترافیک اول صبح زیر لب غری میزنی...آخه نگران دیر رسیدنی. آقای همراه هم دنبال یه سی دی و مشغول...یه دفعه میگه شیشه رو بشور ...میگی :آخه رد آب میمونه و یخ میزنه و جلوی دیدم رو میگیره ...هنوز به شلوغی فکر میکنی ... دستش رو میاره جلو و پمپ آب رو میزنه ... درگیر اینی که عصبانی بشی از دخالتش یا نه ... سعی میکنی از پنجره های کناری و آینه بغل هوای بیرون رو دقیق تر داشته باشی تا شیشه کمابیش حالت عادی پیدا کنه !!! نگاهت میفته به علت شلوغی راه و حواست از غر و لند پرت میشه !!! دارن به همه چراغها و ستونهای سر راه گلها و تزئینات رنگی وصل میکنند!!!!

راستی چه فکر خوبیه توی این فصل بی رنگ این رنگها رو لابلای ستونها و درختها و خونه ها پخش کردن !

تو چند روز بعد خونه ها رو میبینی که با چراغهای رنگی تزئین شدن ... حیاطها و نرده ها و ...

کم کم تاج گلها و پاپیونا کریسمس هم رو در خونه ها آویزون میشه ...هنوز چند روزی تا زمستون مونده ولی قرمزی و سبزی لابلای رنگ سفید خودنمایی میکنه ...

با خودت فکر میکنی ...چه خوب که جیزز زمستون اومد!!! وگرنه بقیه فصلها خودشون رنگارنگ و خوشگل هستند !!!!! 

 

?مخمل بانو | در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 22:34 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com