تبليغاتX
مخمل
مخمل

چند روزي که به گلباقالي خانوم قول دادم ننويسم و به جاش به کارهام برسم ولي نميشه آخرش ميام سر ميزنم و يه چيزي مي نويسم و ميرم  الان فقط ميخوستم اين لينک رو براتون بدم يه شعر باحال از هادي خرسنديه براي اينکه مطمئن بشم که اگه فيلتر شده بازم بتونید بخونید 
 کلش رو اینجا هم آوردم .   شاد باشيد .

من که زائیده گشتم از مادر

آمدم جانب زمین با سر 

کولی پیر قابله خندید

بند نافم به قیچی‌اش می‌چید

قیچی‌اش کُُند بود لامذهب

که شدم بالبداهه جان بر لب

آخرش قطع کرد با دندان!

یادمه آن قیافه‌ی خندان

داد زد: مُشتُلُق بدین، پسره

به باباشم بگین که پشت دره

آی کیه در اتاقک بغلی؟

پسره بچّه‌تون به حق علی

(من خودم نیز بی خبر بودم

که به حق علی پسر بودم)

مادرم درد خویش برد از یاد

گفت دیدی خدا مرادم داد 

خواهرم در کنار مادر بود

که به حق خدیجه دختر بود

جست از جا و گفت با شادی:

آخ مادر، برادرم دادی!

همه جا ده دقیقه‌ای پیچید

که زن مش حسن پسر زائید

من ازین قیل و قال جا خوردم

دیدم الحق چه شانس آوردم

واقعاً خوب شد پسر بودم

ورنه مشمول دردسر بودم

کس نمی‌کرد از من استقبال

از همه‌شان گرفته می‌‌شد حال

قابله زار می‌‌زد افسرده

که اینم هیچی، مرده شو برده!

مادرم جیغ می‌‌کشید از درد

خواهرم می‌نشست و بغ می‌‌کرد

صلوات پدر پریشانحال

ختم می‌‌گشت بر محمد و آل

بعد هم لا اله ال‌الله

که خدای بزرگ بر تو پناه

خوب حالا که من پسر بودم

واقعاً شاد و مفتخر بودم

به خودم چند آفرین گفتم

کمپلیمان خود پذیرفتم

تازه فهمیدم اعتبارم را

ارزش این اضافه بارم را!

اطلاعی نداشتم از پیش

که چه آورده‌ام به همره خویش

اطلاعات سکسی بنده

همه تکمیل شد در آینده

تازه واقف شدم که جنس نرم

هست آویخته به من هنرم!

 

?مخمل بانو | در چهارشنبه پنجم مهر 1385 ساعت 21:46 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com