اين چند ساله اخير که ما اينور دنيا بوديم چند سري سريال طنز تو ايران ساخته و نمایش داده شد از جمله نقطه چين و برره و شبهاي برره (اگه اشتباه نکنم اسمهاشون رو)
ما هم تقريبا اينترنتي و يا از طريق سي دي هاي از ايران رسيده و بعد ها سايت پرشین پاتوق اين سريال ها رو دنبال ميکرديم گاهي با دوستان و خانواده گپي ميزديم و به قول اينجاي ها همه جوره نظريات و فید بکهای مختلف راجع به اين سريال ها رو شنيديم .راستش اون چيزي که بيشتر به ذهنم مونده انتقادتي بود که به گروه مهران مديري برای این طنزها وارد کردند به خصوص تغيیرات زباني و گویشی که با این سریالها ايجاد شده بید
الان مدتها از اون گذشته و شاید این نوشته من عجیب و بی مورد به نظر بیاد ... ولي من تصور ميکنم لبخندي که اين سريال هاي طنز به خونه هاي مردم تو ايران اوردن ٬اونم بعد از يک روز پر استرس و کار و سر و کله زدن ها و رانندگی کردنها و گاهی اوقات غصه ها که آدما به سختي توش لبخند زدن٬ هيچ سريال و برنامه ديگري تو سالهای اخیر نتونسته به لب مردم بیاره ....
اينجا هم از اين سريال ها يا به قول معروف شو هاي تلويزيوني هست خيلي هم بیننده دارن friends همه ريموند رو دوست دارندevery body loves Reymond!) و...سريال هاي مورد علاقه من و خيلي هاي ديگه هستن ولي جالبه بدونين اگه جريان سکس و روابط سكسي رو از اين سريال ها حذف کنن هيچ موضوع خنده داري باقی نميمونه ... اين مقایسه بین باز بودن دست طنز پرداز و کارگردان برای انتخاب موضوع و ساخت مجموعه طنز منو بيشتر واقف کرد که واقعا طنز سازن ايراني به خصوص آقاي مهران مديري و گروه نويسندگانشون چقدر ذوق و خلاقيت دارن که با همه محدوديتهايی که تو اين زمینه در صدا و سيماي ايران هست اين چنين جاودانه ميشن و لبخند و شايد گاهي بيش از لبخند رو بر لبانمون ميارن ...
حالا چي شد که اينا رو نوشتم اين چند ساعت اخير از همون ساعتهاي بي حوصلگي من بود که با يک قسمت از freinds و بعد هم دو تا قسمت از بامشاد ( نقطه چین ) پر شد و اختتاميه آش هم اين پست بود...
شاد باشيد
