تبليغاتX
مخمل
مخمل
چهار - سه
به به!!! یکی از آرزوهای کودکیم رو جامه عمل پوشاندم

وقتی کوچیک بودم مامی جان همیشه ما رو حتی از فکر کردن به این چیزمیزای خوشمزه عمو آلوچه کثیف فروشها که هیچی ٬ از این آلوچه های توی مغازه ها هم نهی میکرد. از اونجایی که منم دختر خوب مامان بودم  حرف گوش میکردم ولی همیشه دلم میخواست از اونا بخورم ...

امسال تابستون یه بار با گلباقالی خانم رفتیم دور دور شهر و هوار کیلو سیب ترش قرمز که تو تابستون مثل چی به درختای شهر آویزونه و آدم دلش به حال اون درخت بیچاره بااون بار سنگین میسوزه و هیچکسم حتی نگاهشون نمیکنه چیدیم . کلی هم ثواب بردیم . آخه کمر درخت بیچاره داشت میشکست. بعد هم تا بخواهین مایه لواشک سیب پختیم . منم نمک و شکر و ... را جوری تنظیم کردم که روح از سر هر ترشی خوری میپروند. کلی لواشک تو فر درست کردیم و بعد هم من یه ظرف از اون مواد رو گذاشتم تو فریزر واسه بعدا.

امروز بالاخره اون فراموش شده رو درآوردم . یخش که وارفت اینقدر خوشمزه بود که الانم که دارم مینویسم آب از لب و لوچم راه افتاده !!! وای... کاش میشد به همتون ازش میدادم ...

هم بهداشتی بود هم خوشمزه !! فکر نکنم مال این عمو چرخی ها هم به پای مال من برسه!!!

خلاصه باجی خانمی شدم واسه خودم اینم از تبحرها و کارهای اینور دنیا ...

 نه به اون اوف اوف تيش تيش ايران نه به کوکب خانومي اينجا ...

 

?مخمل بانو | در دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 23:35 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com