تبليغاتX
مخمل
مخمل
چند روز اخير
 دوستاي خوبم ممنون از راهنمايهاتون  و اينکه بهم سر زدين و مخمل بانو رو از تنهايي در اوردين   راستش من کلي از اين درمانهاي خونگي رو انجام دادم ولي گلو درد همچنان مانع از خوابم و خوراکم بود خلاصه حسابي عذاب اور...   دوستي زحمت کشيد اين قرص  Cold FXرو برام آورد. دقيقا روز دوم استفاده بود که گلو دردم کم کم آروم گرفت   اطلاعات مربوطه تو وب سايتش هست  فکر نميکنم تو ايران باشه ولی گفتم شاید این اطلاعات  به درد بيمار تنهايي مثل من بخوره !طبق آنچه در سايت هست اثرات جانبي نداره حالا راست يا دروغ الله اعلم...

 ولي همين بس که من وقتي به آقاي همراه گفتم بهترم حسابي متعجب شد! بس که من آدم بد مريضي هستم و يه سرما خوردگي فسقلي در بهترين حالت حد اقل دو هفته براي من طول ميکشه  خلاصه گفت به اين قرص ايمان اورده و من بايد حتما به همه معرفيش کنم

 ما هم گفتيم چشم البته از تاثير آب داغ و ليمو به هيچ وجه نميشه گذشت    آب پرتقال و ويتامين سي و چاي آب نمک رو هم فراموش نكردم خلاصه هر کاري مي شد کردم که به جنگ اين سرماخوردگي برم و بالاخره  نسبتا برنده شدم

ميخواستم قصه هاي اينور دنيا رو بنويسم ولي از جريان ديروز نميتونم بگذرم....

 پريشب کلي تو تلويزيون اعلام کردن که فردا کولاک و طوفانه و حواستون جمع باشه و از این حرفها ...   من تمام شب از شدت لرزش پنجره بر اثر طوفان و گلو درد بيدار بودم خلاصه صبح که از پنجره بيرون رو نگاه کردم ديدم حتي يک متر جلو تر رو نميتوني ببيني و طوفان همچنان ميوزه  

 منم گفتم با اين حال و روز همين مونده که سوز وحشتناک دماي منفي سي درجه هم بهم بخوره... خلاصه تو خونه موندم... چشمتون روز بد نبينه گلوي کيپ و دلشوره کار و ... يه چشمم به تلويزيون که چي ميشه.... همه راههاي شهر بسته اعلام شد ...  ايميل هم دائم از مرکز گشت دانشگاه* ميومد که اخبار رو مي داد و اينکه كساني که نتونستن برن خونه بيان به سالن اصلي دانشگاه که غذا هست و... تا بعد که هوا بهتر شد برن خونه و ...

  دوستاني که بيرون از خونه بودن مي گفتن حتا يک متر جلوتر ديد نبود و رانندگي خيلي خطر ناک .  يک زوج از دوستان خوب من هم هرکدوم تو محيط کارشون گير کرده بودن و از هم بيخبر!!!   اين که طفلکي ها به خصوص خانم همسر چقدر اشک فشاني کرد تا فهميد شوهرش حالش خوبه بماند...  اينقدر از اين اتفاقها اينجا نميفته همه  بد عادت و   ترسو شديم  ...ياد اون روزي افتادم که از تهران و برفش و در راه موندن مردم خوندم...

   خلاصه که بالاخره طوفان و کولاک روز بعد فرو نشست.  خوشبختانه به اونصورت تصادف يا مشکل جاني گزارش نشد.   فقط دو نفر در اطراف شهر بر اثر سرما و يخ زدگي زماني که از ماشينشون که تو برف گير کرده بود پياده شدند تو ساعات اوليه کولاک متاسفانه جونشون رو از دست دادند ...

ولي اتفاق مهمي که اطراف ما افتاد گير کردن گلباقالي خانم بيچاره در سفر بازگشت تو نيمه راه بود.
 چون فرودگاه شهر ما به علت شرايط آب و هوايي بسته شد و خلاصه ايشون که حالا بايد طوماري از سفرش بعد ها بنويسه مثل مارکو پولو شده و 5 روزه که تو راهه   الان که من اينا رو دارم مي نويسم احتمالا بي حرف پيش تو پرواز برگشته...   اميدوارم به سلامت و راحت برسه و به زودي برامون بنويسه   بلکه هم مجبورش کنم يلداونه دير هنگامي واسمون بنويسه  

 نتيجه اخلاقي اينکه گاهي مريضي شود سبب خير و من تو اين روز کولاک چون بيرون نرفتم دچار مشکلي نشدم و اين هم خير بيماري
   ديگر اينکه همه چي اينجا روز بعد به حالت عادي برگشت نميدونم پيامدهاي همچين اتفاقي تو ايران چي مي تونست باشه...
  شاد باشيد و از گزند بيماري و بلاياي طبيعي محفوظ  

 

* security centre  

?مخمل بانو | در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت 22:24 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com