مخمل
سرگردان رهايم ميکني
و به بستر خواب ميگريزي
تاريکي در من رخنه ميکند...
بلنداي شب ر ا
با شمارش نفسهايت اندازه ميکنم
خورشيدبردميد, آرام با وقار
صبح آست ساقيم
مي در پياله کن
دير است ناجيم
برخيزو اين غبار غم را بزداي با نسيم
?گل باقالی خانم | در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 0:58 | پیوند
| و به بستر خواب ميگريزي
تاريکي در من رخنه ميکند...
بلنداي شب ر ا
با شمارش نفسهايت اندازه ميکنم
خورشيدبردميد, آرام با وقار
صبح آست ساقيم
مي در پياله کن
دير است ناجيم
برخيزو اين غبار غم را بزداي با نسيم
