تبليغاتX
مخمل
مخمل

 سرگردان رهايم ميکني
و به بستر خواب ميگريزي
 تاريکي در من رخنه ميکند...
 بلنداي شب ر ا
با شمارش نفسهايت اندازه ميکنم
 خورشيدبردميد, آرام با وقار
 صبح آست ساقيم
 مي در پياله کن
دير است ناجيم
برخيزو اين غبار غم را بزداي با نسيم
?گل باقالی خانم | در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 0:58 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com