تبليغاتX
مخمل
مخمل
قصه های اینور دنیا -آدمهای اینور دنیا 2
قسمت قبل از دو وجه مشترک ايرانيها گفتم...

اینکه ساکنان اینور دنیا به چه ترتیبی وارد اینجا و ساکن اینجا گشته اند معمولا جهت گیری تلاشهاشان را معلوم میکند. باز هم تاکید میکنم معمولا ... این بدان معنا نیست که همگان تابعی از این تحلیل باشند.

مهاجران ٬ پناهندگان ٬ دانشجویان بورس ایران و دانشجویان آزاد ٬ دارندگان ویزای کار یا بیزینس من ها گروه های مختلف افراد ساکن کانادا هستند.

   البته سيل افرادي که به کانادا پناهنده شده  اند بيشتر حدود سالهاي جنگ يا اوايل انقلاب بوده و امروزه بيشتر افراد با ويزای دانشجويي٬ کار يا مهاجرت و بیزینس به کانادا مي آيند . هر چند هنوز هم هستند هم وطناني که به دلايل مختلف سياسي٬ اجتماعي ٬مذهبي پناهنده میشوند.

 با توجه به حالت و نوع اقامت٬ افراد عکس العمل هاي مختلفي به شوک مهاجرت يا دوري از وطن نشان ميدهند. به خصوص آنکه نوع اقامت در صد جدایی از گذشته و به عبارت دیگر خراب کردن پلهای پشت سر را نشان میدهد.

قبل از هر چیز باید اشاره کنم  کلا طرز فکر مهاجران يا همه  آنهايي که به هر دليلي از موطن خود دور شده اند و به يک كشور ديگه امده اند راجع به کشور مقصد نیز  اهمیت بسزایی دارد.  به نظر من افراد در این وادی به چند دسته تقسيم ميشوند:

   آنهايي که از مملکت جديد يک مدينه فاضله در ذهنشان ساخته اند... جايي که هيچ مشکل و استرسي وجود ندارد و همه چيز خوب و منطقي جلو ميرود . با این امید سرتاسر مدت انتظارشان در کشور مبدا بیصبرانه آرزوی رسیدن به دیار آمال و آرزوها را داشته اند.

آنها که با ديد منطقي تر و واقع بينانه تري به كشور مقصد نگاه ميکنند ٬برای سختیها خود را آماده کرده  اند و میدانند تلاشی بیش از آنچه در مملکت خود داشته اند برای باز یافتن خود لازم دارند.

در نهایت باید گروهی را اضافه کنم که تنها صرف شنیدن نام خارج از ایران تقاضای مهاجرت داده اند ٬ نا خواسته در مسیر آن افتاده اند و بی هیچ انگیزه خاصی نا گاه خود را در کشور جدید یافته اند...

 با هر انگيزه و دليلي و با هر شيوه مهاجرتي و بعد از آن با هر پيش فرضي در خصوص كشور مقصد٬ باز بايد يک تقسيم بندي جديد اضافه کنم و آن اينکه اين افراد بعد از رسيدن و مستقر شدن در كشور جديد به هنگام رو به رو شدن با واقعيت اجتماعي و فرهنگي موجود چگونه عکس العمل نشان میدهند.*

اکثریت قریب به اتفاق ساکنان دائم کانادا  تفاوتها را حس مي کنند.میدانند که دیگر نمیتوانند به آنچه طی سالیان تحصیل و تجربه کسب کرده اند تکیه کنند  و نياز مبرم  به تغیير و جدا شدن از انچه در وطن خود بودند را در خود ميبينند. ولي حاضر به ترک یا فراموش کردن  گذشته نيستند. این چنین حسی است که باعث میشود حتی در زمان پیشرفت همواره حزن آنچه پشت سر گذاشته اند مانع لذت پیشرفت شان گردد.

اندک افرادی هستند که به خود میقبولانند که چون فردی نا آشنا به فرهنگ و با لهجه ای غریب با مدرکی در حد دبیرستان هستند. وقت آن است که فاصله آنچه بودند و آنچه از آنها در مملکت جدید از آن  پذیرفته شده  را با سرعت پر کنند.

این حرکت میسر نمیشود مگر تبدیل مدارک به آنچه توسط جامعه جدید پذیرفته است ... گرفتن مدرک از دانشگاه یا کالج و ...

اگر بخواهم به یک نکته کلیدی به عنوان نتیجه این بحث اشاره کنم آن اینست که در نهایت پذیرفتن جامعه جدید و خصوصیاتش به جای آنچه سالها کسب کرده ایم و بدان بالیده ایم و مفتخر بوده ایم تنها راه  موفقیت در کشور جدید است ... ولی آیا انسان و خصوصیات خاصش و احساساتش قادر به چنین گذری هست ؟ این بحثیست ورای علم ناچیز من ...  

 در عین حال اینکه در بدو ورود وارد چه ایالتی از کانادا شوید و سیاستهای ایالت مربوطه برای پذیرفتن مهاجران چگونه است خود مطلبیست که بحثی جداگانه میطلبد.

 با توجه به نظرات و سوالات دوستان قسمتهای آتی را هدایت خواهم کرد و در حد توان و تجربه ام به سوالات پاسخ خواهم داد.در ضمن نظرات دوستانی که این مراحل را گذرانیده اند در تکمیل این بحث مفید خواهد بود .

 

سبز باشید !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*این داستان در خصوص ساکنان با ویزای دانشجویی و کار متفاوت است .صاحبان بیزینس ها هم داستانی کاملا متفاوت دارند. اینبار هم آنان طبقه بی درد تر جامعه هستند که هر زمان هوای دیار میکنند با پروازهای فرست کلاس حتی درد فیزیکی بیش از یک روز در راه ماندن را حس نمیکنند !!!

?مخمل بانو | در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 20:37 | پیوند  | 


©2006 makhmalbanoo.Blogfa.com