<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مخمل</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 02 Apr 2008 17:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قضا و قدر - علم و منطق </title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>خیلی از اتفاقات و بازیهای زندگی را هم با قضا قدر و هم با علم و منطق  چنان میتوان تشریح کرد که شنونده به هر دو شیوه پاسخ فکر کند و گاهی بی شک پاسخ یک شیوه را پذیرا باشد.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ولی خیلی از جنبه ها را تنها و تنها با یکی از این ابزار میتوان توضیح داد. مثلا اینکه خیلی وقتها ما انتخاب نمیکنیم  کجایی باشیم ...در چه خانواده ای رشد کنیم یا چه رنگ پوستی داشته باشیم . اینکه کسی در یک قبیله دور افتاده افریقایی به دنیا بیاید یا یک خانواده متحجر یا حتی یک خانواده با سابقه و پیشینه یک بیماری مهلک اختیاری از خود ندارد. آن متولد امریکای شمالی یا فرزند یک موسیقی دان یا یک خانواده ثروتمند هم در انتخابش نقشی نداشته .در عین حال افراد هر دو گروه بالقوه میتوانند در مسیر موفقیت یا زوال قرار گیرند و حتی ممکن است نا خواسته با بیماری و بلایای طبیعی روبرو شوند. (سوانحی که بر اثر سهل لنگاری افراد پدید می آید را جز اموری میگذارم که خود در آن نقش دارند )  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی چقدر باید منطقی بود و چقدر معتقد به قضا و قدر؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱ این دوگانگی بین باور به علم و منطق یا قضا و قدر یکی از موضوعاتی است که در سریال گمشده به آن پرداخته شده. &lt;A href=&quot;http://www.1pezeshk.com/archives/2008/04/_lost_1.html&quot; target=_blank&gt;یک پزشک&lt;/A&gt; مروری جالب بر این سریال نوشته که دوست داران سریال میتوانند برای آشنایی بیشتر آن را بخوانند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنچه باعث شد دوباره اشاره ای به این سریال داشته باشم درگیری ذهنی ام با توجیه مجموعه اتفاقات یک زندگیست.  جان لاک نمونه ایی از شخصیتهایی است که به دنبال توجیه وقایع با قضا و قدر است و جک شپرد به دنبال توجیه منطقی ...بقیه افراد هم گاهی عقیده جان را میپذیرند و گاهی جک ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲ راستی چرا به چیزهایی که در دارا بودن آن نقشی نداریم غره میشویم یا از آن شرمنده میشویم...چرا ارزش گذاریهای جامعه اینقدر به این گونه عوامل وابسته است مثل پیشینه خانوادگی٬ محل تولد ٬ ثروت خانوادگی و ...  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 17:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخ: اگه تو بودی چه میکردی!؟</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>ممنون از دوستان خوبی که در بحث قبلی شرکت کردند. خوب...با عرض شرمندگی  خدا رو شکر اسم دقیق برنامه یادم نمیاد ...اینم از عوارض پیری و سال جدید ! ولی اون موقع بهترین و نزدیکترین ترجمه ای که به نظرم رسیده بود همون عنوان مطلب بود ... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوابها و کامنتها به طور خلاصه اشاره به راحت تر بودن اظهار نظر در مورد لباس و عبور از مساله خانوادگی داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر من تعریفی که از اخلاقیات میکنیم تعیین کننده خط مشی ما در رویارویی با چنین صحنه های است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه کدام خصلت در ما قویتر است و در نتیجه تعریفی که از مرزهای اخلاقی داریم به چه کسانی بهای بیشتر  میدهیم ...نباید فراموش کرد که خود فرد هم قسمتی از این ارزش گذاری است. مثلا آیا برایمان مهمتر رضایت طرف مقابل است یا خودمان .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; در موقعیت لباس اگر رضایت نفر مقابل مورد نظر باشد شاید به سختی عدم تمایل خود را بروز دهیم و اگر صداقت فشاری بر ما بگذارد به طریق نا محسوس این عدم رضایت را منتقل میکنیم و به دریافت علامتها را به عهده طرف مقابل میگذاریم. شاید هم کاملا مستقیم نظر خود را بیان کنیم  و یا سایر عکس العملها ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اما در مورد شریک زندگی ٬دوست ٬همسر دوستی با فرد دیگر در رابطه مشکوک وارد یک بازی پیچیده تری میشویم . اینکه چقدر به حس خود اعتماد میکنیم ...اینکه شخص مربوطه چقدر با ما نزدیک است و اینکه چگونه از بازگو کردن یا نکردن ما صدمه خواهد دید. کامنتها بیشتر به &quot;شتر دیدی ندیدی &quot; اشاره داشتند ... در حالیکه در واقعیت بارها شاهد &quot;یک کلاغ چهل کلاغی&quot; چنین  ماجراهایی در جامعه هستیم . آیا این جز این نیست که فرد برای تفریح یا شاید سرگرمی ساعتی خود و دوستان نزدیکش داستان را تعریف میکند بدون توجه به اینکه چقدر درست شاخک هایش کار کرده باشند!!! و نتیجه امر هم که ناگفته پیداست. سوالی که به وجود می آید اینست که چرا برخی از بازگویی چنین داستانهایی و اضافه کردن برداشتهای شخصی خود به آن لذت میبرند ؟ آیا متوجه عمق فاجعه و زیان احتمالی نیستند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. من هم مدتهاست با پینگ مشکل دارم ...این امر کاملا از آمار بازدید وبلاگ هویداست ...در این خصوص شدیدا به یاری شما نیازمندیم ....  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 22:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگه تو بودی چی کار میکردی؟</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>حتما بارها برایتان پیش آمده که در یک موقعیت استثنایی در رابطه با اطرافیانتان ندانید که چه کنید٬چه بگویید یا چه عسل العملی از خود نشان بدهید. شاید آرزو کنید کاش هرگز در چنین موقعیتی قرار نمیگرفتید...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از بزرگترین پارادکسهایی که در زندگی روزمره با آن روبرو هستیم عکس العمل نشان دادن در برابر دوستان و آشناها در این مواقع خاص است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا وقتی سلیقه دوستان یا نزدیکانمان در خریدن یا پوشیدن لباسی با ما یکی نیست و از ما نظر میپرسند ...تا چه حد اجازه اظهار نظر داریم ...تا چه حد و با چه شیوه ای باید نظراتمان را منتقل کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا مثلا وقتی یکی از روزهای خدا که به یه رستوران خلوت رفتیم تا دیداری کاری یا دوستانه داشته باشیم و احتمال دیدن یک آشنا را یک در هزار میدانیم٬  همسر یکی از بهترین دوستانمان را به صورت نامناسبی با یک فرد دیگه ببینیم . در حالی که مطمئن نیستیم جریان چیست ...ظاهر امر بوی خیانت به مشاممان میرساند در حالیکه شواهد کافی برای اثباتش نداریم ...اصلا آیا باید دنبال اثباتی باشیم ؟ تا چه حد باید جلو رفت و چه عکس العملی باید نشان داد؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; این موقعیتهای عجیب داستانهای واقعی هستند که در یکی از برنامه های تلویزیونی اینجا ساخته و پرداخته میشوند. و البته جالبی برنامه در این است  که چنین صحنه ای با طلاع یک طرف ماجرا و بدون اطلاع طرف دیگر ساخته  و فیلم برداری میشود . در نهایت اگر طرف دوم راضی به پخش باشد این نمایش از به عنوات قسمتی از این برنامه تلویزیونی پخش  میشود ! مهم و جالب واقعی بودن و متغیر بودن عکس العمل افراد متفاوت است ... گاهی نتیجه شرمندگی مطلق و گاهی سربلندی و در هر صورت تماشا و بررسی رفتار آدمها در این شرایط فوق العاده است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما اگه دوست داشتید در قسمت نظرات بنویسید که در دو موقعیت بالا چه می کنید ...شاید بتوان به یک جمع بندی خوب رسید ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. توضیح اینکه این پست رو فقط و فقط در ادامه پستهای برنامه ها و سریالهای اینور آبی نوشتم . خوانندگان آشنا لطفا سو برداشت نفرمایید!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 23:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک!</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>دوست های عزیز و نازنینم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نوی همگیتون مبارک . برای همه سالی سرشار از عشق و مهر و موفقیت و سلامتی آرزومندم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با همه وجود خودم هم دارم این ابیات رو تکرار میکنم و با آنها سراغ سال جدید میرم و صمیمانه این ابیات زیبا رو به شما هم پیشکش میکنم ... دلم میخواست یه بهاریه حسابی بنویسم ...ولی نوروزهای اینور دنیا همه چیز دست خود آدم نیست ... هر چند که دلمون نمیخواد ولی نوروز تحت تاثیر خیلی از برنامه ها و اتفاقات دیگر زندگی قرار میگیره ...&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext dir=rtl style=&quot;MARGIN: 5pt 3.1pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!&lt;BR&gt;ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب&lt;BR&gt;ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext dir=rtl style=&quot;MARGIN: 5pt 3.1pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;گر نکوبی شیشه غم را به سنگ&lt;BR&gt;هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سبز باشید و شاد ...با آرزوی بهترینها برای همه هر جا که هستند ...صمیمانه آرزوی سالی سرشار از آرامش برای ایران عزیزمون هم دارم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 21:00:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز جهانی زن مبارک !</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>این روزها بیشتر یادمان می آید که بر زنان چه میرود ...قصه زنان    کنگو ...افغانستان ...ایران...مسلمان ...غیر مسلمان ...زنان موفق و... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تفاوتها را هم بیشتر می بینیم و می شنویم  ...غصه های من ...دردهای او ...مادر تنهای ساکن کانادا....مادر تنهای ساکن ایران ...ساکن جنوب شهر تهران ...ساکن روستای دوری در جنوب ایران ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادمان می آید که هر کدامشان چطور باید این مسئولیت را به دوش بکشند ... بیشتر یادمان می آید که کدامشان این بار را تنهاتر به دوش میکشند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی چه خوب که بعضی روزها برای یاد آوریها وجود دارند ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز زن بر همه مبارک ... نه فقط زنان ...آنان که زنان را فرق نمیگذارند...آنان که به دنبال برابریند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی آنان که همه مشکلات دنیا را از ازل به خاطر خطای حوا میبینند... به خاطر آنکه خواست میوه دانش را با آنها شریک شود... شاید یادشان بیاید که در اینجا هم حوا خواست عشقش را شریک شود ...نخواست تنها از درخت دانش سهمی بردارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990066 size=4&gt;روز زن بر همگان مبارک.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. شرمنده که در انتشار این نوشته چند روزی تاخیر افتاد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Mar 2008 21:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازی ترانه ها</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;آخه کی باور میکنه پست به این سختی رو من پنج دفعه نوشتم پرید!!!!!!! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی خوب از انجا که شدیدا نوشتن این پست و در واقع دعوت شدن به این بازی تو گلوم گیر کرده بود برای بار پنجم مینویسم ...&lt;A href=&quot;http://www.sabzinehsabz.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;الی جون سبزینه &lt;/A&gt;...مرسی دعوتم کردی ...والا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://aloochehkhanoom.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;فرجام خان&lt;/A&gt; باغ آلوچه  که حق مسلمته که بهت بگم دشمن ...مگه آدم میتونه این همه احساس رو تو هفت تا ترانه خلاصه کنه ...حتی اگه هفت عدد مقدس من هم باشه ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترانه های مورد علاقه من بدون هیچ ترتیب خاصی:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- &lt;A href=&quot;http://www.yemahal.com/song/3219.htm&quot; target=_blank&gt;آواره دیوونه ام من بس کن &lt;/A&gt;...آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن &lt;BR&gt;بس کن نزن آتیش به جونم / بد کردی ای نامهربونم &lt;BR&gt;من موندم و این درد دوری / خسته ام از این عشق و صبوری &lt;BR&gt;آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن &lt;BR&gt;من موندم و دل پرده بخون / تو شهر جنون یک غریبه خسته ام &lt;BR&gt;تو بی خبر از حال منی ، دستم نزنی / که یک جام شکستم&lt;BR&gt;دیونه بی آشیونم ، گریونم و محتاج مستی &lt;BR&gt;گلهای رنگارنگ ...مهستی و ستار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفانه لینک اجرای این اثر رو پیدا نکردم. ولی اطلاعات کامل شعر و آهنگ ساز در لینکی گذاشتم هست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲-&lt;A href=&quot;http://www.yemahal.com/song/1572.htm&quot; target=_blank&gt;وقتي که به من ميگي جون من بسته به جونت منو آروم ميکنه اون صداي مهربونت&lt;/A&gt;...نمیدونم که چرا ...با صدای هایده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این ترانه رو دوست دارم ...خیلی زیاد ... انگاری قصه زندگی همه آدمای دنیاست ...ما که خودمون شادی رو میسازیم و خودمون هم با یه ضربه همه رو به هم میریزیم و بعد دنبال درست کردن دوباره قطعات و ناراحتی برای خرابی به بار اومده ایم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم ...با صدای مرضیه ...فکر میکنم شعر رهی معیری           راستش بین این و دیدی که رسوا شد دلم  نمیتونستم انخاب کنم ...هر دو برام به یادماندنی و فوق العاده هستن...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;۳-&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;A href=&quot;http://www.yemahal.com/song/8381.htm&quot; target=_blank&gt;شور و حال کودکي برنگردد دريغا... قيل و قال کودکي برنگردد دريغا&lt;/A&gt;                                                &lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;با صدای دلکش...شعر معینی کرمانشاهی&lt;/FONT&gt;                                                                                هر سال که میگذره بیشتر و بیشتر بند بند این ترانه رو حس میکنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;۵-&lt;A href=&quot;http://www.yemahal.com/g.htm?id=1529&quot; target=_blank&gt;بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته...هایده&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.yemahal.com/g.htm?id=3764&quot; target=_blank&gt;۶- بذار قسمت كنيم تنهاييمونو&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; گوگوش &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;۷-&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;Modern Talking&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;No Face no name no number ...our love is like a thunder&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;خوب بیشترش رو هم اسم شاعر و ترانه سرا رو نمیدونم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; و اما آنچه به جای لذت حرص میدهد به مغز من&lt;/STRONG&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ۱-بهش بگو پلنگه پلنگه چشم قشنگ به خصوص قسمتي که ميگه علي الخصوص وقتي چشاش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من موندم اون قید علیالخصوص توی شعر چی کار میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ۲- دل ای دل لیلا فروهر ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-واي سوزان روشن به طور کلی با اون اداهاش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- رعنا ...نمیدونم کی خونده و اصلا شعرش چیه ...فقط میدونم این آقای همراه اینو رو یکی از سی دی ها تصادفا زده بود و وقتی میرسید بهش من میخواستم اون سی دی رو بشکنم ...البته که هیچوقت این کار رو نکردم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵و۶- حميرا :  مهتاب عشق و بي نيازي &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این کارهای آخری حمیرا من رو یاد درساي کتاب ديني و خانم جلسه ای ها میندازه ...انگار آخر عمری میخواد بهشت بخره واسه خودش ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷-مریم گل ناز منه ... کلا من از این مهرداد خوشم نمیاد ...این آهنگ که با اون شو مسخره ای که من دیدم خیلی حرص درآره....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر میکنم من اینقدر دیر منتشر کردم این نوشته رو که همه دعوت شدند. ولی با این همه منم هفت نفر رو دعوت میکنم. مگه میشه ترانه بازی داشت و &lt;A href=&quot;http://www.aavang.ir/weblog/&quot; target=_blank&gt;خاله راوی آونگ خاطره های ما&lt;/A&gt; رو دعوت نکرد. همچنین &lt;A href=&quot;http://kalmookagha.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;کلموک آقا&lt;/A&gt;٬  &lt;A href=&quot;http://daftaab.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;عمو اروند&lt;/A&gt;٬ &lt;A href=&quot;http://www.yas5par.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;داداش احمد٬&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://hees2.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;هیس&lt;/A&gt;٬ و &lt;A href=&quot;http://bamdadesadegh.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;پگاه&lt;/A&gt; عزیز رو به این بازی دعوت میکنم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. قوانین بازی رو &lt;A href=&quot;http://aloochehkhanoom.blogspot.com/2008/02/blog-post_18.html&quot; target=_blank&gt;آقای فرجام&lt;/A&gt; به قرار زیر وضع نموده اند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#663366&gt;نمی دانم تا به حال شده وسط شنیدن یک ترانه دلتان ناغافل برود و برنگردد؟&lt;BR&gt;شده جمله ای از یک ترانه برایتان قله آن ترانه باشد؟&lt;BR&gt;شده نفستان گیر کند و در نیاید سر یک خط ترانه؟&lt;BR&gt;شده بارها و بارها تکه ای از ترانه ای را بنویسید یا زمزمه کنید و خسته بشوید از اینکه خسته نشدید از تکرارش؟&lt;BR&gt;اگر شده می توانید تکه های ترانه را بازی کنید.&lt;BR&gt;قوانین بازی:&lt;BR&gt;اولاً عدد مقدس من هفت است نه پنج. پس هفت جمله یا بیت یا عبارت که میان ترانه ها تکانتان داده را انتخاب کنید. ترانه ها می توانند قدیمی یا جدید، اصیل یا پاپ، داخلی یا خارجی باشند. اگر اسم ترانه سرا را نمی دانید نام ترانه یا خواننده را بگویید که خلق الله بفهمند منظورتان چیست. فرقی نمی کند برای انتخاب عجله کنید یا نکنید، چون در هر صورت آخرش از تکه هایی که یادتان رفته پشیمان می شوید. تکه ترانه های شما می تواند تکه های یک ترانه باشد. کارتان که تمام شد 7 نفر را دعوت کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;     &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 03:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگ و صلح </title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>۱-فریاد بیزاری از جنگمان دنیا را پر کرده و گوش فلک را کر... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فراموشمان شده خودمان در  جنگی گره خورده ایم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی غریبه میدانی  ...جنگها از کوچکترین من با خودم می آغازند و بعد  به من با تو میرسند  و بعد ما با ما و ما با آنها  و بعد قبیله ما با قبیله شما و قبیله آنها  و شهر ما با شهر آنها  و کشور ما با آنها ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چه دسته هامان بزرگتر و بزرگتر میشود به ظاهر فریاد زنان  صلحمان  هم بیشتر ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهای غریبه ...نگران صلح من نباش ... درد خود را دوا کن....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- آنقدر دورم را پر کرده ام که خود خودم هم گم شده ام . باید پیدا شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- تا بعد ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- بعد نوشت : سنتوری ...مدتها بود از تماشای فیلم ایرانی لذت نبرده بودم ...غم مخصوص داستانهای ایران ذهنم رو درگیر کرد ولی فیلم فوق العاده ای است. جوانبی که پوشش میداد٬داستان٬بازیها٬موسیقی فیلم ٬همه و همه عالی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i25.tinypic.com/51dl3m.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفم که بعد از مدتها اینطور نسخه قاچاق فیلم باید پخش بشه . ولی اعتراف میکنم که به محض دسترسی طاقت نداشتم و این فیلم رو تماشا کردم.بازم به غیرت فرجام آلوچه خانم ...من که طاقت نداشتم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کاش میشد حرکت نمادینی صورت میگرفت که هم جنبه اعتراض به عدم مجوز اکران میداشت و هم به پخش اینگونه فیلم . نمیدونم ...یه چیزی مثل اینکه با   PAY PALبشه بابت تماشای این اثر مبلغی پرداخت و برای تهیه کنندگان فرستاد یا نمیدونم ... اگر اینجا بود و اطمینان اینور آب خیلی کارها میشد به راحتی انجام داد ولی یک کار گروهی که بشه همه رو توش شریک کرد ذهنم رو مشغول کرده .اگه پیشنهادی داشتین بگین . شاید بشه کاری کرد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 Feb 2008 17:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سریالهای اعتیاد برانگیز1</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>بالاخره فردا ۳۱  ژانویه است  و انتظار من معتاد به سر میرسد . فردا سری چهارم  سریال&lt;A href=&quot;http://winnipegsun.com/Entertainment/Television/2008/01/30/4801088-sun.html&quot; target=_blank&gt;&quot;گمشده&quot;&lt;/A&gt; یا &quot;LOST&quot; شروع میشه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این سریال در مورد زندگی مسافرانیه که به طرز معجزه آسایی از  سقوط هواپیماشون  به یک جزیره اسرارآمیز جان سالم به در می برند .این جزیره به تصور اولیه من یک جایی شبیه  برموداست. نه در نقشه هاست و نه از میتوان از آن  به ظاهر با دنیای بیرون ارتباط داشت. یک پزشک٬ یک افسر گارد امنیتی عراق زمان صدام٬ یک خانم  زندانی با زندگی عجیب در عین حال دلبر٬یک کلاه بردار خودخواه و در عین حال هات ٬  یک دختر باردار با گذشته نا معلوم ٬ یک راک استار معتادپیشین ٬ یک مرد عاقل و عجیب و معتقد به قضا قدر و یک زن و شوهر کره ای از جمله کارکترهای اصلی این سریال هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شخصیتهای  طراحی شده برای هر کدام از این آدمها  به قدری جالب و قویست  که به سختی میتوان  رفتاری را در  دنیای واقعی یافت که نتوان به یکی از این شخصیتها نسبت نداد. در عین حال افراد دیگری در خلال سریال معرفی میشوند با تواناییها و نگرشهای متفاوت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ابتدا تصور یک داستان به تمام معنا با همه اتفاقات غیر قابل توجیهی که فقط در فیلمها و داستانهای تخیلی  امکان دارد را  انتظار داشتم  . ولی هر قسمتی که جلو رفت منطق پشت هر قضیه  روشن تر  شد. هنوز چند نکته اسرار آمیز دیگر در داستان  هست که واقعا من توجیهی برایشان ندارم . ولی با توجه به روند سریال انتظارم اینست که در نهایت اسرار توجیه منطقی پیدا کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حین داستان اتفاقهایی مثل سقوط از بلندی ٬ بیماری ٬ تیرخوردگی و هر مشکلی که ممکن است  تنها پزشک جزیره با آن روبرو شود  برای &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/name/nm0289142/&quot; target=_blank&gt;دکتر جک شپرد&lt;/A&gt; اتفاق می افتد و از نزدیک پروسه درمان یا یافتن راه حل دنبال میشود . متاسفانه من اهل فن نیستم و اینکه تا چه حد مثل سریال اغما کارگردان دچار اشتباهات تکنیکی میشود  را یک پزشک باید کارشناسی کند. ولی در مجموع به نظر من تماشاگر معمولی  تا کنون غیر از یکی دو مورد بقیه منطقی به نظر میرسید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سریال &quot;گمشده&quot; تا کنون موفق به دریافت  امی  اوارد سال ۲۰۰۶ به عنوان بهترین سریال سال  و اوارد بهترین فیلمنامه ٬ بهترین کارگردان و تولید کننده  پنجاه و ششمین دوره جوایز انجمن نویسندگان امریکایی گردیده و تعدادی از بازیگران سریال هم موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر نقش اول یا همراه گشته اند.  همچنین موفق به دریافت جایزه گلدن گلوب به عنوان بهترین سریال در سال ۲۰۰۶گشت. برای اطلات بیشتر &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Lost_(TV_series)#Awards&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; را بخوانید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. ۱ نمیدونم این سریال از شبکه های ماهواره ای در ایران پخش میشه یا نه ولی شدیدا تماشای اون رو به بچه های این ور آبی توصیه میکنم . اگرچه که قسمت اول یه جمع بندی از سه سری گذشته هست ولی با این وجود دیدن تک تک سری ها لطفی داره که در چمع بندی اون نخواهد بود.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲ قصد دارم در یک سلسله پست  از چند سریال اعتیاد برانگیز اینجا بنویسم و تماشای اونها رو به دوستانی که امکانش براشون هست توصیه کنم . بچه های ایرانی علاقه مند که نمیتونن اونها رو ببینند به من بگن . در صورتیکه در آرشیوم داشته باشم یک کاری براشون میکنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; البته باید تا وقت اومدن من به ایران صبر کنند.پستهای فیلم و سریال رو به &lt;A href=&quot;http://www.1pezeshk.com/&quot; target=_blank&gt;یک پزشک&lt;/A&gt;  و &lt;A href=&quot;http://dr-reza.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;دکتر رضای&lt;/A&gt; عزیز تقدیم میکنم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدمت یک پزشک عزیز که  در خصوص سریالهای پزشکی اینجا پرسیده بودند عرض کنم که  البته من نه هنر خوب نوشتن ایشون رو دارم نه اینکه اشاره ام فقط به سریالهای پزشکی محدود میشود. بلکه بیشتر از  سریالهایی که تماشا میکنم و میتونم به وضوح اعتراف کنم  که بهشون معتاد شدم خواهم نوشت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دکتر رضا جان ...جای نقدانه شما هم خالی ...یادش به خیر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدتها پیش در کشاکش سریالهای ماه رمضونی نقدهای زیادی در وبلاگهای مختلف خوندم . یکی از جالبترینها &lt;A href=&quot;http://dr-reza.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;دکتر رضا&lt;/A&gt; بود که سوتی های (با نهایت شرمندگی لغت مناسبتر برای این واژه چیه ؟) پزشکی سریال ظاهرا سراسر بیمارستانی اغما رو اگه اشتباه نکنم نقد میکرد . بنده به همون تماشای حاج یونس فتوحی برترین سریال رمضون اکتفا کردم چون تماشای  این سریال بر خلاف تعاریف شنیداری شده به قدری در ذوق بنده  زد و دور از جون شما من بیننده رو خر فرض کرد که بی خیال تماشای بقیه سریالهای مورد دار اخیر ماه رمضون شدم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۳ این سریال قراره از  &lt;A href=&quot;http://abc.go.com/index&quot; target=_blank&gt;ََABC&lt;/A&gt;  و &lt;A href=&quot;http://www.ctv.ca/servlet/ArticleNews/show/CTVShows/1095870160985_5/&quot; target=_blank&gt;CTV&lt;/A&gt; ساعت ۷:۰۰ شب پنج شنبه ها به وقت سنترال پخش بشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2008 00:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داشتم داشتم حساب نیست - پیش نوشت</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>یکی از روزهای خدا یا بهتره بگم نصفه شبهای خدا وقتی چای بدست  روی مبل راحتی لم دادی و عیال مربوطه بازیهای &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/PS3&quot; target=_blank&gt;جعبه جادویی&lt;/A&gt; مورد علاقه اش را بالا پایین میکنه و از گرافیک بازیهاش لذت میبره ٬ میری به فکر اینکه اول مرغ بود یا تخم مرغ. نه دقیقا این ... فکر میکنی باید یک چیزی بود و به جایی رسید یا میشه یک دفعه دست رو زد زمین و بلند شد. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سر شب صحبت از کشف ژن سخاوت در آدمها توسط محققان اسرائیلی بود. بعد رشته افکار رو فرستادم به روزی که دنیا به جایی برسه که بشه گفت مثلا این تعداد کارگر ساده نیازهست که هرگز نباید فکر کنه دنیاش بزرگتر از کاریست که میکنه. این تعداد مدیر٬ این تعداد آموزگار٬این تعداد پزشک٬ و در نهایت این تعداد جاسوس و این تعدادی رذل شکنجه گر! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ختما نیاز به شکنجه گر و جلاد و ظالم و حکم فرما و خشن و جاسوس و حتی احمق هست . چون بالاخره یکی از طبقه کارگر ژنش جهش میکنه و میخواد هم گروههای خودش رو بیدار کنه . هر چند اینقدر هم پالکی هاش درکشون پایینه یا بهتره بگم قراره پایین باشه که به همین راحتی بیدار نمیشن. اصلا دنیاشون همونقدره . حتی خودشون یاغی رو میسپرن دست جلاد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حالا دارم فکر میکنم الان که ژن ها هنوز طبیعی کار میکنند کجاییم . هر کدوم آدمها دنیاشون چقدره . چقدر اطراف رو می بینند. به چی مینزند و دنبال چی هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال و هوای تماشای فیلم &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0436697/&quot; target=_blank&gt;ملکه انگلیس&lt;/A&gt; مغزمون رو تحریک کرده. واینگونه است که بحثمان میکشد به داشتم داشتم حساب نیست . دارم دارم حسابه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش به همراه مربوطه گفتم دلم میخواهد از بحثمون بنویسم. ولی میدانم که حسابی مورد شماتت قرار میگیرم. نمیدانم حدسم درست است  یا نه. برای همین اول این نوشته را نوشتم و ثبت نشده ذخیره کردم تا بعد از نوشتن و خواندن نظرات شما در وبلاگ نمایشش بدهم. قول &lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خانومانه&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; به خودم و شما که نتیجه هر چه باشد این نوشته ها را بعدش بگذارم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ ن ۱  هر چند مشتری های این خانه کم شدند و حالا یا درد از عدم پینگ در بلاگ رولینگ است  یا اینکه بس صاحبخانه بد پذیرایی کرده کسی قابل نمیداند بیاید به میهمانی!!!!!بلکه هم هر رفت آمدی دارد!!! جان شما از این حرفها اینجا نداشتیم . ما بچه داریم ...شما تشریف بیاورید &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲ اصلا هم کتک نخوردم . چرا؟؟؟؟؟  البته اگه غضنفر و بعدش یکی دو تا نظر مخالف نبود من دق میکردم  از این پیش بینی غلط &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۳ از این به بعد کما بیش جواب کامنتها رو زیرشون میدم .....باشد که به میهمنان عزیز خوش بگذرد .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Jan 2008 07:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داشتم داشتم حساب نیست!</title>
<link>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.z8un.com/&quot; target=_blank&gt;زیتون&lt;/A&gt; از گروه جیم حرف میزنه. گروهی  که شکم سیر و خسته و کسل از زندگی جهان اولیشون میان و بد و بیراه گویان جملات نیمه پر لیوان بینانه خانوم و آقای الف واقع در کشور جهان سومیشون  رو به سخره میگیرند. و کاش فقط به سخره بگیرند که با الفاظ گل و بلبل مزین میکنند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید همین جرقه زیتون بانو بود و شاید هم خصلت همه چی دانی ایرانیم که به افکار زیر منتهی شد. راستش اینجا همه آن فکرهای در همم را مینویسم بلکه بتوانم پارادکسهای ذهنیم را حل کنم ! شاید خیلی هم سر و ته دار به نظر نیاد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حالا یک &lt;STRONG&gt;میم&lt;/STRONG&gt; هم میخواد نظرش رو بگه !!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بهتره بگم گمونم طبق عادت جهان سومیم امروز و امشب دنبال راهی برای بهتر ساختن و درمان جامعه میگشتم . آخرین  سوالی که بعد از نقد &quot;میم آنه &quot; دنیا برام پیش اومد رو اول میپرسم : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;به نظر شما این شکم سیره که باعث  فوران نظرات میشه یا گرسنه ؟؟&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهتره  بگم چی شد به این سوال رسیدم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آن قدر  که جهان سومی های مظلوم از سیاست کشور خودشان و سایر نقاط دنیا به خصوص &lt;EM&gt;جهانخوارانی&lt;/EM&gt; (!) چون انگلیس و امریکا میدانند٬ یا شاید هم دور از جان شما ادعا میکنند که میدانند ٬ مردم دنیای (!) اول میدانند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مثلا چند درصد ساکنین امریکا از کاندیداهای ریاست جمهوریشان و ایده هایشان و وابستگیهاشان میدانند. اصلا چقدر برایشان اهمیت دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در همین کانادای خودمان!  بیشتر مردم فقط از لابلای بحثهای کاندیدهای احزاب مختلف  دنبال این هستند که چه بلایی سر درآمد مالیاتی و سیستم بهداشت و کمکهای دولتیشان می آید. درصد کمتری سیاستهای خارجی را لحاظ میکنند و بعد هم همه از ذهنشان میرود. این مدیاها  هستند که بر سر خود میکوبند و اگر کوچکترین خبطی از کسی سر بزند در بوق و کرنا میکنند و مردم عادی هم &quot; آه خدایا&quot;یی سر میدهند و کمتر از چند ساعت بعد عادیتر از همیشه زندگی میکنند. ده بیست نفری هم گاهی یک تظاهرات آرام صلح برای خالی نبودن عریضه به پا میکنند . ولی در  مجموع بساط &quot;هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش&quot; به پاست! نهایت اتفاق دور و برشان یازده سپتامبری است که بعد از همه تلاشهای صلح دوستانه فعالان صلح جو٬ تروریستهای جهان سومی و بعضا ایرانی را مسئولش میدانند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از خیلی هاشان هم بپرسی زبان کشور ایران چیست میگویند عربی ! تو خود بخوان حدیث مفصل ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از طرف دیگر  وقتی دغدغه نان نداری  و میتوانی همه جنبه ای را ببینی و قید مذهب و سیاست هم دست و بالت را تنگ نکرده  دیدت بازتر است یا وقتی گرسنه ای و اطلاعات اطرافت کانالیزه شده و  وقتی دغدغه نان و آب گلویت را میفشارد؟؟؟؟&lt;U&gt;( البته این پارادکسی بود که برایم بی جواب ماند!)&lt;/U&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا در کشور دنیای سوم گل و بلبلمان! همه مان نه تنها سیاستمدار و اقتصاددان و جغرافی دان و همه چی دانیم که در جمعهامان &lt;EM&gt;٬حتی جمع دو نفره خانه ما(هر چند بیرون از کشور گل و بلبل) &lt;/EM&gt; ٬همه مشکلات دنیا را هم حل میکنیم. و الحق و الانصاف تا فیها خالدون کاندیداهای انتخابات دوره آتی ریاست جمهوری امریکای جهانخوار را هم میدانیم . باید هم بدانیم. وقتی صلح در کشورمان در رابطه تنگاتنگ با حسین  اوباما  رنگین پوست  یا هیلاری خانم یا هر ننه الیزابت (به جای ننه قمر) دیگر است٬ چه چاره از اینکه بدانیم چه بر سرمان قرار است نازل شود! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه که در یکی از این خلسه های حل مشکلات دنیا امشب داشتم قصه هم میهنان عصر حاضرم رو با یک مثل کوچک از زندگی مهاجری مقایسه میکردم. راستش بحث از &lt;STRONG&gt;نازیدن به پیشینه تاریخیمان&lt;/STRONG&gt; شروع شد. از اینکه چه بودیم و چه داشتیم. (چماقها آماده...گمانم کتک مفصلی در انتظارم است!)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی چرا اینقدر به پیشینه دوهزار و پانصد سال پیش مینازیم؟؟ اگر خیلی باحالتر باشیم بوعلی و ابو ریحان و خیام را هم یاد آور میشویم. راستی یک چند تایی شاعر هم داشتیم. مگر بقیه چه داشتند. گویا تمام آن مدت ما بودیم و ما ...نه تمدن مصر و یونان و آزتک بود و نه بعد از آن نویسنده ای نه روشنفکری و نه دانشمندی در سایر نقاط دنیا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی مگر نه اینست که هر چه از &lt;STRONG&gt;دارندگیهامان&lt;/STRONG&gt; کم میشود به &lt;STRONG&gt;داشتندگیهامان&lt;/STRONG&gt; اضافه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جمع مهاجری یا تبعیدی یا شکم سیری جهان اولیمان روزهای اول همه با گذشته هامان مینازیدیم. هر چه از آن روزها دور میشویم اگر به دارندگیمان اضافه تر شده باشد که هیچ و گرنه همه داشتندگی را میچسبیم و شکر خدا که هر چه آدم دارا و تحصیل کرده و پدر و پدرجد پولدار است اینجاست!!! همه آنچنان بچه شاهند که فکر میکنی پس این آخوندزاده ها و رعیتها از کدام کره خاکی هستند. ظاهرا همه مانده اند در دنیای سومین!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بازهم یک خلاصه دیگر ... کارمان شده به گذشته نازیدن و خود را داناترین موجودات کره خاکی دانستن ... همین برای اینکه غافل شویم چه میتوانیم باشیم کافیست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
پ.ن بنده به هیچ وجه نمیگویم که مفتخر به نامیان و مشاهیر گذشته ام نیستم . ولی نباید با یاد گذشته حال را به فراموشی مطلق سپرد و در آن غرق شد...  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. ۲ خیلی هامان میگوییم هوش ایرانیها را هیچکس ندارد. نه که بخواهم ناامید کنم خودم و بقیه را ...ولی نگاهی به &lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/IQ_and_the_Wealth_of_Nations&quot; target=_blank&gt;این تحقیق&lt;/A&gt; بیندازید . ایران کشور ۵۷ از لحاظ بهره هوشیست. در این تحقیق وابستگی بین سطح  IQ و ثروت ملل بررسی شده. در واقع وابستگی میزان متوسط آی کیو  و درامد خالص ملی بررسی شده.  البته میتوان به کار آماری گیر داد و گفت نمونه برداری مشکل دارد و به قول ما تورش دارد ! نه؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2008 08:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=makhmalbanoo&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>makhmalbanoo</dc:creator>
<guid>http://makhmalbanoo.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
